بررسی اطلاق «وجود» بر خدا در فلسفه ارسطو

نویسنده

استادیار دانشگاه اصفهان

چکیده

ارسطو در مواردی موضوع فلسفه اولی را موجود نامتحرّک یا خدا دانسته و در موارد متعدّد دیگر موضوع آن را موجود بما هو موجود شمرده است. آیا این دو موضع، دو باور ارسطوئی اصیل بوده و با هم قابل‌جمع‌اند یا باید دو موضع متناقض تلقّی گردند که ارسطو از اوّلی به دومی عدول کرده است؟ ثمره فرض عدول به موضع دوم این است که خدا را نمی‌توان «وجود» خواند و، در نتیجه، مابعدالطبیعه و الاهیّات دو دانش مستقل می شوند؛ درحالی‌که بنا به فرض عدم عدول، یعنی بنا بر موضع نخست، مابعدالطبیعه همان الاهیّات خواهد بود. راه‌هایی که در این‌جا برای حلّ مسئله مورد استفاده قرار می‌گیرند از این قرارند: تحقیق مسئله از منظر حکمت یا دانش مورد جستجو که خود حاوی دو راه جداگانه خواهد بود؛ سپس تحقیق بر مبنای معانی «وجود» نیز ادامه می‌یابد، تا سرانجام نتیجه تحقیق از این راه‌های گوناگون با یکدیگر مقایسه شود.

کلیدواژه‌ها